واژه هایی: تو عشق من

وقتی به بچه های جهان یاد دادم اسمت را هجی کنند

دهان‌شان به درخت توت بدل شد

تو، عشق من!
وارد کتاب های درسی و جعبه های شیرینی شدی.

تو را در کلمات پیامبران پنهان کردم
در شراب راهبان

در دستمال های بدرقه
آیینه های رویا

چوب کشتی ها…

وقتی به ماهی ها نشانی چشم‌هات را دادم

نشانی ها را از یاد بردند

وقتی به تاجران مشرق زمین

از گنج های تنت گفتم

قافله های روانه به سوی هند برگشتند

تا عاج های سینه‌ی تو را بخرند

وقتی به باد گفتم

گیسوهای سیاهت را شانه کند

عذر خواست که عمر کوتاه است

و گیسوهای تو بلند

نزار قباننزار

درباره شبنم

به هر تار جانم صد آواز هست دریغا که دستی به مضراب نیست ...
این نوشته در واژه هایی ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

1 دیدگاه دربارهٔ «واژه هایی: تو عشق من»

  1. شبنم می‌گوید:

    من از عهد آدم تو را دوست دارم
    از آغاز عالم تو را دوست دارم

    چه شب‌ها من و آسمان تا دم صبح
    سرودیم نم‌نم، تو را دوست دارم

    نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی
    من ای حس مبهم تو را دوست دارم

    سلامی صمیمی‌تر از غم ندیدم
    به اندازه‌ی غم تو را دوست دارم

    بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
    بگوییم با هم: تو را دوست دارم

    جهان یک دهان شد هم‌آواز با ما
    تو را دوست دارم، تو را دوست دارم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *