واژه هایم: چرا سواستفاده در روابط عاطفی را درک نمی کنم!

نوشته قبلی بهانه ای برای رسیدن به این جمله بود: در روابط عاطفی سواستفاده وجود ندارد.

حتما نمی پذیرید اما پیش از آنکه رد شوید، تامل کنید و حرف هایم را بشنوید. زمانی شنیدنش برای من هم سخت بود، چه برسد به گفتنش. اما حالا، راحت می گویم. اولین بار اعظم خیابانی عزیز، گفت هییچ سواستفاده ای در کار نیست. هیچ فریبی وجود ندارد. الکی ادای بدبخت ها را در نیاورید. بعد ها از دکتر شیری شنیدم. خیلی تندتر و کوبنده تر. آن زمان از شنیدنش درد می کشیدم ولی حالا خودم به این جمله رسیده ام.

من این جمله را در ۳۱ سالگی می گویم. با احتساب اینکه از ۱۸ سالگی وارد روابط با مردان شده باشم و هر سال ۴ مرد را چه به عنوان خواستگار، دوست، گزینه پیشنهادی و … دیده باشم، حداقل ۴۹ تجربه دارم. و براساس این تجربیات می گویم، آنچه به عنوان سواستفاده در یک رابطه عاطفی می شناسیم دقیقا ابزاری است تا سهم خودمان را نادیده بیانگاریم و مظلوم نمایی کنیم

ماه ها قبل با خانمی صحبت می کردم که در یک رابطه عاطفی با همکلاسیش وارد رابطه جنسی شده بود، همین خانم پس از اتمام رابطه و بهم خوردن دوستیشان، معتقد بود مورد سواستفاده جنسی و تجاوز واقع شده است. این دو کلمه سواستفاده و تجاوز را بیش از صد بار از دهان صد خانم، در توصیف روابط شکست خورده اشان شنیده ام.

من به دلایلی نمی توانم بپذیریم زنی در یک رابطه عاطفی مورد سواستفاده جنسی و احساسی یا مردی مورد سواستفاده مالی و احساسی قرار گرفته باشد. اولین و محکم ترین دلیلم این است که رابطه عاطفی یک انتخاب است و مسیولیت انتخاب با خود فرد است. مهمتر از آن، رابطه عاطفی بسیار بیشتر از ازدواج، آینده نامعلومی دارد پس باید در آن، آگاهانه پیش رفت. خیلی ملموس تر که بگویم: تصور کنید ۱ سال از شروع رابطه دو نفر گذشته و حالا تمام کرده اند. این رابطه شامل روابط مالی مشترک مثل خرید هدیه های متقابل، خرید لباس و … بوده و روابط جنسی و فیزیکی نیز وجود داشته است. آنها انتخاب کرده اند هر کدام از این افعال را انجام دهند و مسئولیتش هم بر عهده خودشان است.

هر دوی طرفین در رابطه، روزهای خوشی را تجربه کرده اند، یعنی حرف های خوب شنیده اند، درد و دل کرده اند، عکس های شاد گرفته اند، حمایت های عاطفی را تجربه کرده اند، حمایت مالی دیده اند، روابط فیزیکی سطحی و لذت بخش داشته اند و در نهایت با یک توافق وارد رابطه جنسی شده اند.

دقت کنید که در مورد یک رابطه عاطفی یا دوستی صحبت می کنیم و نه ازدواج! یعنی بار قانونی روی رابطه نبوده و آینده کاملا نامشخص و مبهم است. حالا به نظر شما، سواستفاده قضیه کجا بوده است؟

خانمی که با میل شخصی خود، پس از روزها ملاقات حضوری، تماس تلفنی، ارسال پیام های عاشقانه، بوس و بغل و تماس فیزیکی، برای انجام یک فعل جنسی قرار گذاشته و وارد محلی برای انجام رابطه می شود، رابطه برقرار می کند، لذت میبرد، تکرار می کند، در مورد رابطه اش حرف میزند، خیالبافی می کند، داستان می سازد و نهایتا آن رابطه خراب می شود، مورد سواستفاده قرار نگرفته، تنها به نتیجه ای که میخواسته نرسیده است.

آقایی که با میل شخصی خود برای زنی که او را حمایت عاطفی، فیزیکی، روانی و جنسی می کرده، هزینه می کند، گاه و بیگاه یاد رابطه اشان می افتد و بیشتر فشار عصبی اش خاموش می شود، و…. سپس رابطه اشان بهم میخورد، مورد سواستفاده مالی قرار نگرفته، تنها نتیجه دلخواهش را نگرفته است.

با ادعاهایی نظیر از من سواستفاده کرد

به من تجاوز کرد

تمام پول و ثروتم را به تاراج برد

اعتماد من را دزدید

و….

ادای بلوندهای احمق و لردهای ساده لوح را در نیاورید. ببینید عیب کار کجاست! مطمین باشید بیشتر ایراد درون شماست. درون هر کدامتان که انگشت اتهام سوی دیگران گرفته اید. عیب کار در شماست. بیابیدش، بپذیریدش و سپس درمانش کنید. اگر درمانش نکنید روال مادام زندگیتان همین خواهد بود، تجاوز، تجاوز، سواساتفاده و …

اینها که اینجا نوشته ام یعنی (پاراگراف آخر) را در ۱۹ سالگی در مصاحبت با مردی پخته و بزرگوار آموختم. اما نفهمیدمش. بارها اشتباه کردم و نهایتا بهای آن را با تراشیدن خودم در چند سال گذشته دادم. من این راه را رفته ام

سخت است ولی ارزشش را دارد. ارزشش را وقتی می بینید که کسی شما را متهم به ساده لوحی و حماقت در یک رابطه قبلی می کند و شما بجای اینکه بگویید بله من بیچاره بینوا مورد سواستفاده قرار گرفتم. می گویید بله آن رابطه اشتباه بود، من خودم آن آدم اشتباهی را انتخاب کردم، خودم به اشتباهاتش دامن زدم، خودم چشمانم را بستم و نهایتا وقتی که نخواستم در آن رابطه بمانم، تمامش کردم. ارزشش در آن شجاعتی است که کسی نمی تواند شما را شماتت کند.

درباره شبنم

به هر تار جانم صد آواز هست دریغا که دستی به مضراب نیست ...
این نوشته در واژه هایم ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

2 دیدگاه دربارهٔ «واژه هایم: چرا سواستفاده در روابط عاطفی را درک نمی کنم!»

  1. parisa می‌گوید:

    با اون شناخت و حرفایی که شنیدم ازت خوشحالم به اینجا رسیدی اولش تعجب کردم حرفای خودت باشه مراقب خودت باش

    • شبنم می‌گوید:

      مسیر سختی رو اومدم.
      ولی درک کردم تحمل تلخی اینکه تقصیر خودمه خیلی خیلی راحت تر از هزینه های گزاف بعدی
      ممنونم
      و تو نیز مراقبت کن

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *