واژه هایم: جنگ، صلح، ایران ما

روزی نیست که چشم باز کنم و جایی بحثی از جنگ و مصالحه پشت پرده با آمریکا نباشد!

هیچ جنگ افزاری قدرت تمیز بین بی گناهان و گناهکاران را ندارد.

هیچ جنگی به نفع مردم عادی نیست

جنگ به امید سرنگونی حکومت مثل شکستن تخم مرغ نطفه درا است، مرگ پیامد مستقیم آن است. مرگ کودکان، زنان، جوانان و پیران

سرمایه های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و زرساخت های اساسی کشور در هم میریزد

این سرزمین همه داشته ماست

خوب یا بد

ما خرابش کردیم

ما ویرانش کردیم

ما، همه ما، پدارنمان، پدربزرگ هایمان، خواهر و برادرهایمان، ما و عشق هایمان همه با هم تخریبش کردیم

ما این خاک را آلودیم

گناه از درخت و پرنده نیست

خود ما هم باید درستش کنیم

نمی آیند که سرزمینمان را درست کنند میآیند تاراجش کنند، به یغما ببرند! با جنگ طلبی دشمن شاد نشویم.

وقتی از هند می آمدم، دو هفته ای که در هند بودم، جز آب و میوه هیچ نخورده بودم، برای یک قاشق برنج و یک کف دست نان سنگک له له می زدم. تمام وقت هایی که در دهلی شلوغ تنه میخوردم و غریبه های چغر، بدبو، درشت و کثیف از کنارم رد می شدند، حسرت بازار تهران و سیستان و همه جای کشورم را داشتم. وقتی لبخند و نگاه گرم و صمیمی آن مردم را دیدم (که اگر اینقدر مهربان و صمیمی و دوست داشتنی نبودند، لحظه ای در آن محیط متعفن، کثیف و پر سر و صدا طاقت نمی آوردم) دلم برای لبخندهای هموطنانم پر کشید. وقتی توی هواپیما، اعلام کردند که وارد مرزهای ایران شده ایم، اشک ریختم، برنامه ای برای گریه نداشتم، فقط اشک هایم سرازیر شد …

من این کشور را دوست دارم

تمام دارایی من است

برایش می جنگم

و به آن خیانت نمی کنم

درباره شبنم

به هر تار جانم صد آواز هست دریغا که دستی به مضراب نیست ...
این نوشته در واژه هایم ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *