واژه هایم: بهایی که برای همرنگ نبودن می پردازم

سالها پیش زمانی که از حقوق زنان و اجحاف های قانونی و اجتماعی در حقشان حرف میزدم، بسیاری از همجنسانم ساکت می ماندند و همراهیم نمی کردند! برخی هم صدا بودند و برخی صدا را به نفع مردان بلند می کردند! از سمانه سوادی یاد گرفتم که این دوستان ” خودشیرین برای جامعه مردسالار” هستند و به دلیل خالی بودن درونشان، بی ارزشی وجودیشان و مهرطلبی افراطیشان برای همه مردها، چه آنها که می شناسند و چه آنها که نمی شناسند خودشیرینی می کنند. در مقابل خودشیرینی این دوستان من طرد شدم. نه همیشه و نه از پیش همه مردها و زن ها، اما طرد شدم.

بهای صحبت کردن و روشنگری، انزوا و طرد شدن بود. اما مزیت بزرگی هم داشت! همه مردهایی که وارد زندگی من شدند، بدون هیچ اغماضی درصد بالایی از حقوق زنانه من را به رسمیت می شناختند. مفاهیمی مثل صندوق مشترک خرید خانه، برنامه کار خانگی مشترک، سفر مستقل و … ایده هایی بود که این مردها در ذهن من وارد کردند.

زمانی که تابوی بکارت را زیر سوال بردم، بسیاری از دوستانم که می دانم اگر این تابو وجود نداشت، قطعا تا به حال باکره نمانده بودند، مرا متهم به بی عفتی و هرزگی کردند. همین دوستان که رفتارهای عادیشان پر از سیگنال های جنسی و تماس های غیر متعارف فیزیکی و لوندی های غیر قابل قبول است، فریاد می زدند که حیا نداری؟ آبرو چه؟ خانواده که داری؟ معلوم نیست سر چه سفره ای بزرگ شدهای که این طور وقیحی؟ بکارت حق مرد است. زن باید مهر و موم و دست نخورده به دست شوهرش برسد. این دوستان البته به همین جا اکتفا نکردند و هر از گاهی در ضمن شوخی های زشت، تحت عناوینی مثل اوپن و … من و چند نفری که از من حمایت کرده بودند را مورد عنایت قرار دادند. البته که این حرف ها آزاردهنده و اذیت کن است ولی من یاد گرفتم به آن توجه نکنم.

بهای شکستن تابوی بکارت، توهین، تهمت، غیبت و آزارهای کلامی زنان و پاره ای از مردنماهای اطرافم بود. با این حال هرگز و هرگز هیچ کدام از مردانی که در زندگی من وارد شده اند، پرسشی از مساله بکارت نداشته اند، آنچه لازم دارند که بدانند در برخورد با من یافته اند.

زمانی که از لزوم استقلال مالی زن سخن گفتم، من را متهم به مرد ستیزی کردند! خدا را شاکرم که استقلال مالی به عنوان اولین گام از استقلال معنوی زن، سال هاست به رسمیت شناخته شده و نوادری که صحبت از وابستگی مالی زن به مرد دارند، رو به انقراضند. اما زنانی هستند که می گویند، مرد وظیفه تامین معاش خانواده را دارد و به همین دلیل اگر در یک ردیف شغلی و با انجام یک کار مشابه از همکار همرده و هم شغلش که خانم است بیشتر حقوق می گیرد، اشکال ندارد! جدای از اینکه این استدلال قابل درک نیست، این زن ها نیز قابل تحمل نیستند. این حجم از زن ستیزی آن هم توسط زنان در جوامع متوحش آفریقایی نیز گزارش نشده.

همین زن ها همیشه و از سر دلسوزی توصیه می کردند ساکت بمانم تا شانس ازدواجم را از دست ندهم. متاسفانه ازدواج از نظر من شانس نیست یک قابلیت است. من با ظرفیت های ذهنی و خلاهای عاطفی و تاریک روشن های فکری ام مردی را انتخاب می کنم، شانسی وجود ندارد یک انتخاب آگاهانه است که مسیولیتش با خود خود من است.

زمانی که از سفر مجردی و تنهایی حرف زدم، زن ها با تندی مرا متهم به تن فروشی برای بیگانگان کردند و مردها زیرلب لبخند زدند!

زمانی که از عادت ماهانه و پریود صحبت کردم، متهم به بی عفتی و ارسال سیگنال های جنسی شدم.

زمانی که مهریه زیاد را نقد کردم، متهم به مردسالاری شدم و همگامی که جهیزیه زیاد را نقد کردم متهم به زرنگ بازی شدم. زمانی که سیسمونی را زیرسوال بردم هر دوی مردان و زنان به من تاختند و مرا موجودی غیر قابل درک، رویایی و … خواندند.

زمان های دیگری هم بودند که یادآوریشان آزاردهنده است اما نتیجه همه اشان توهین و فحاشی و قضاوت های تند بود.

آری من ایده آل گرا هستم! من هدفی را دنبال می کنم و حاضرم بهای صحبت هایم را بدهم. بله ما ایده آل گراها برای اهدافمان می جنگیم و برای زنانی که پیش مردها بدمان را می گویند و جلوی رویمان تخریبمان می کنند، آزادی ها و حقوقی را به ارمغان می آوریم که با لوندی توی رخت خواب و دلبری توی آشپزخانه در راستای سیراب نمودن شکم و زیر شکم مردها نتوانسته اند به آنها دست یابند.

این که من دردی دارم و به دنبال این درد، درمان و عافیت را برای همه مردم می خواهم، بهایی است که برای زندگی ام می دهم. بیشتر هایلایت های اینستاگرامم، بخش عظیمی از نوشته های گاه و بیگاهم، اکثر حرف های روزمره ام این درد و درمان طلبی را فریاد می زند.

اگر دغدغه ای دارید پیش بروید! نترسید، ذهن های کوچک زبان های دراز و پر کاری دارند که باید با مضمونی مشغول باشد. موضوع بحثشان می شوید. مهم نیست. گاهی آزاردهنده خواهد بود ولی بسیاری مواقع انگیزه های کوچک و میانی پیشرفت بستن دهان این یاوه گویان است که در روزهای سکوت و سکون شما را برای مبارزه آماده نگه میدارد.

نترسید که مردها ردتان کنند. اتفاقا مردهای درست تری سراغتان می آیند. شلوغی های الکی کنار می رود و آنها که واقعا در راستای ذهنیتتان هستند پیش می آیند.

فقط آرام باشید

و بدون توجه پیش بروید.

جار و جنجال هم راه نیاندازید. فقط آرام پیش بروید.

درباره شبنم

به هر تار جانم صد آواز هست دریغا که دستی به مضراب نیست ...
این نوشته در واژه هایم ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *