وازه هایم: خدای من

خدای من

دو سال پیش حجم عظیمی از مصائب و سختی ها رو به سمت من روانه کردی

و در طی یک سال و نیم

تقریبا هیچ بعد، ناحیه، زاویه، گوشه، مرتبه و مرحله ی از زندگیم نبود که به سختی مورد آزمایش واقع نشه

من و تا مرگ بردی

آن هم نه یک بار

من رو با انواع مرگ آزمودی

از مرگ آنی

تا مرگ تدریجی فیزیکی و روحی

منو با تنهایی

و شکست

و استیصال

و ناامیدی آزمودی

تا نسخه ای قوی تر از من متولد بشه

امروز

درست همین لحظه ای که خودت خوب میدونی

چنان منو مبهوت بزرگواریت کردی

که رسما اعلام می کنم

بابت همه اون چراهایی که پرسیدم

و بابت تمام اون سوال هایی که ته همه اشون نارضایتی، شکوه، گلایه و ناراحتی از تو بود عذر خواهی می کنم

خدایا منو ببخش که تمام این مدت از تو گلایه کردم

و از یاد بردم که تو بزرگوار و بخشنده ای

خدایا منو ببخش که معجزات تو رو ندیدم

خدای من

درست در همین لحظه من تو رو بیشتر از هر وقت دیگه ای دوست دارم

درست در همین لحظه که عشق

و آگاهی

و نور

و سلامتی

و آرامش

و آسودگی هست

اگر همین حالا منو به سمت خودت فرابخوانی

به سوی آغوش نورانی تو پرواز می کنم

که لذت داشتنت به همه چیز می ارزه

درباره شبنم

به هر تار جانم صد آواز هست دریغا که دستی به مضراب نیست ...
این نوشته در واژه هایم ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *